ﺳﻪشنبه 21 مرداد 1399

نصب و راه اندازي توربين TB5000 در سبز آب اهواز

  • 19 دی 1391
  • 14:54
  • 81 دیدگاه
  • 5453 بازدید
  • Article Rating
ارسال به تلگرام

نصب و راه اندازي توربين TB5000 در سبز آب اهواز

به نظرمان رسید اگر عمليات نصب و راه اندازي از 6 بعد از ظهر تا 6 صبح روز بعد انجام شود فرآيند كاري بيشتر خواهد بود. همکاران همه موافق بودند.

 

نصب و راه اندازي توربين TB5000 در سبز آب اهواز

نوشته: علي نقي رستمي

مرداد ماه سال 67 یا 1366 ،حدود ساعت 9 شب بود که زنگ تلفن به صدا درآمد. مسئول منطقه شاهرود بود. باید با يك اكيپ از واحد ابزار دقيق جهت نصب و راه اندازي توربين TB-5000 عازم سبز آب اهواز می شدم. 8 صبح روز بعد با یکی از همکاران, عازم منطقه ی مورد نظر شدیم. 8 ساعت بعد جلوی در ورودی تلمبه ی سبز آب بودیم. هُرم هوای داغ را حس می کردیم. به نظرمان رسید اگر عمليات نصب و راه اندازي از 6 بعد از ظهر تا 6 صبح روز بعد انجام شود فرآيند كاري بيشتر خواهد بود. همکاران همه موافق بودند.

 در مركز انتقال نفت بيدرويه ساکن شدیم. طبق برنامه، 6 بعد از ظهر كار را در تلمبه خانه سبز آب اهواز شروع کردیم که تا 12 ساعت بعد ادامه پیدا کرد. لرستان به شدت بمباران می شد. مراكز انتقال نفت منطقه خوزستان، بويژه تلمبه خانه سبز آب اهواز هم هدف حملات صدام معدوم قرار گرفتند. همكاران واحدهاي مختلف با شنيدن آژير قرمز به پناهگاه ميرفتند . يكي از شب ها كه وضعيت قرمز اعلام شد ، یکی از همکاران هنگامی که به دنبال پناهگاهی می گشت، داخل چاه جداكننده آب از روغن افتاد. البته قبلاً چاه تخليه شده بود و خدا را شكر اتفاق ناگواري براي ايشان و همكاران ديگر رخ نداد.

یک روز دیگر هم زیر بمباران عراقی ها اتفاق دیگری افتاد. همكاران مكانيك با ابزار دقيق، ساعت 6 صبح از تلمبه خانه سبز آب به طرف تلمبه خانه بيدرويه اهواز رفته بودند و در اين مركز انتقال نفت با الكتروموتور پمپ kv 6 كار مي كردند. بعد از صرف صبحانه در تلمبه خانه بيدرويه، ساعت 9 صبح به مهانسراي بيدرويه رفتیم تا استراحت کنیم. ناگهان وضعيت قرمز اعلام شد و پدافند هوايي به سوی هواپيماهای جنگي صدام، آتش گشودند. 

ناگهان صداي مهيبي به گوش رسيد و شيشه هاي اطاقهاي مهمانسرا خرد شده و به اطراف پرتاب شدند. به خاطر ترس از بمباران هنوز نخوابیده بودیم. لذا تنها جراحت مختصری برداشتیم و به پناهگاه دویدیم. دود غليظي آسمان تلمبه خانه بيدرويه را پوشانده بود. صدای شیون ساكنان منطقه گوش فلك را كر مي كرد.

بعد از بمباران، محل الكتروموتور پمپ ها kv6 را مورد بازدید قرار دادیم. الكتروموتورها می سوختند. لوله نفت هم پاره شده بود و در آتش مي سوخت. با کمک ساکنان بیدرویه و آتش نشاني آتش را مهار کردیم اما چند نفر شهيد شده بودند. دل هر بيننده با دیدن صحنه بمباران و کشته شده ها در آتش می سوخت. سربازان عراقی نه تنها الكتروموتورها بلکه مردم بی گناه را مورد حمله قرار داده و از اين صحنه ها عكس برداري كرده بودند.

بالاخره بعد از نصب و راه اندازي توربين TB-5000 با همكاران به شاهرود بازگشتیم. ناقوس جنگ از حرکت ایستاد اما خاطرات دلخراش جنگ همواره در ذهنمان باقی مانده است. دل ما همواره با مادران شهداست. 

امتیاز به خبر :