|
عنوان مقاله
اصول و مباني 5 S
مشخصات تهيه كننده
نام و نام خانوادگي: محسن دهداري نژاد
شماره تماس:66152276
ميزان تحصيلات: دانشجوي كارشناسي ارشد
سمت:كارشناس واحد پژوهش و فناوري
اصول و مباني 5S
1-مقدمه:
يكي از تعاريف مديريت کيفيت جامع، "اقدامي هوشمندانه، آرام و مستمر که تاثير سينرژيک در تامين اهداف سازمان دارد و در نهايت به رضايت مشتري، افزايش کارايي و ارتقا سطح رقابت در بازار ختم مي شود" مي باشد. اين سيستم يک پيکرة متحرک، معني دار، هدفمند و زنده است كه رسالت آن حفظ سازمان در دوره تکامل از چرخه عمر سازمان مي باشد. بر اساس استاندارد بين المللي ايزو 8402 مديريت کيفيت جامع شامل همه فعاليت هاي مديريتي است که خط مشي کيفيت، اهداف و مسئوليت ها را تعيين نموده و آنها را با وسايلي همچون برنامه کيفيت، کنترل کيفيت، اطمينان کيفيت و بهبود کيفيت در درون نظام کيفيت به اجرا در مي آورد.
در اين راستا، ,5S سيستم و تكنيكي براي بهسازي و آراستگي در محيط کار مي باشد که به منظور برقراري و حفظ فضاي کيفيتي در يک سازمان به کار گرفته مي شود.
سيستم 5S پس از جنگ جهاني دومدر ژاپن شکل گرفت که در سه دسته از صنايع مورد استفاده قرار گرفت:
دسته اول: صنايعي که رعايت بهداشت و نظم از زيرساخت هاي اساسي آن است، مانند صنايع بهداشتي و دارويي يا صنايع ميكروالكترونيك كه عموما نيازمند محيطي تحت عنوان اتاق تميز يا "Clean room" مي باشند.
دسته دوم: سازمان هاي خدماتي مانند هتل ها، سوپرمارکت ها، کتابخانه ها و بيمارستانها و غيره را در بر مي گيرد. دراين سازمان ها، مشتري با محيط سازمان تماس مستقيم و نزديک دارد. حساسيت بالاي مشتريان اينگونه از سازمانها به تميزي، نظم و سرعت پاسخگويي به خواسته هايشان موجب مي شود که اين سازمان ها براي بقا و رقابت ناچار باشند از اصول خاصي را رعايت نمايند.
دسته سوم: شامل سازمان هاي پيشرويي است که به اهميت مباحثي مانند انسان-ماشين، انسان-کار و انسان- محيط توجه خاصي نموده و تلاش نموده اند كه ارتباطي منطقي و سالم بين "انسان-ماشين-كار" پديد آورند، مانند كارخانه هاي توليدي، صنايع پالايشگاهي و ...
سيستم 5S ازجمله برنامه هايي است كه به به دليل جاري بودن تفكر كايزن در آن (مشاركت تمام كاركنان و چرخه تكرار) از سويي و مفرح و كم هزينه بودن اجراي آن از سوي ديگر، مورد توجه شركت ها و سازمان هاي بزرگ قرار گرفته است. اين امر به گونه اي است كه در برخي از شركت ها، اجراي اين سيستم بعنوان پيش زمينه اي براي استقرار سيستمهاي مديريت كيفيت و تعالي سازماني در نظر گرفته شده است.
2-تعريف5S :
براي اين نظام نامه ميتوان دو نوع تعريف بيان نمود، يكي تعريف كوتاه و ديگري تعريف كامل.
تعريف كوتاه5S :
5S سيستمي براي بهينهسازي و آراستگي در محيط كار مي باشد .
تعريف كامل5S:
5S فني است كهبه منظور برقراري و حفظ فضاي كيفيتي در يك سازمان به كار گرفته مي شود و وجه تهيهآن پنج كلمه ژاپنيSeiri ،Seiton، Seiso ،Seiketsu، Shitsuke است . معادل مفهوميانگليسي ، مفهومي – شكلي انگليسي و معادل فارسي5S ژاپني در جدول زير بيان شده است :
ژاپني مفهومي انگليسي مفهومي – شكلي انگليسي فارسي
|
معنيفارسي
|
ژاپني
|
معني انگليسي
|
مفهوم انگليسي
|
|
تفكيك
|
Seiri
|
Sort
|
Structure
|
|
ترتيب
|
Seiton
|
Organize
|
Systematize
|
|
تميزي
|
Seiso
|
Clean
|
Sanitize
|
|
تداوم
|
Seiketsu
|
Hygine
|
Standardize
|
|
تعليم
|
Shitsuke
|
Discipline
|
Self-discipline
|
2-1-ابعاد پنجگانه5S عبارتند از :
1- تفكيك و تعمير (Seiri) : جدا كردن اقلام ، اوراق و اطلاعات لازم و كاربردي از غير آنو دور نمودن غير لازم ها و غير كاربردي ها از محيط كار و همچنين تعمير ، تعويض ياتصحيح معايب و نواقص مي باشد .
2- ترتيب و تنظيم (Seiton) : مرتب كردن اقلام ، اوراق و اطلاعات و تعيين جاي مناسب براي آنان ، به نحوي كه با سرعت و سهولت قابلدسترس باشند .
چهار مرحله براي رسيدن به نظم:
گام اول: وضعيت موجود را تجزيه و تحليل کنيد
گام دوم: مکاني که اشياء به آن تعلق دارند، مشخص کنيد
گام سوم: تصميم بگيريد که چگونه اشياي غير اساسي را کنار بگذاريد
گام چهارم: از قواعد دور ريختن اشياء پيروي کنيد
3- تميزي (Seiso) : پيشگيري از كثيفي و پاكيزه نگه داشتن محيط، اموال و افراد و حذف يا كنترل آلاينده ها مي باشد .
چکيده شعارهاي پاکسازي از اين قرار است:
- من چيزي را کثيف نخواهم کرد.
- چيزي را در راه نخواهم ريخت.
-چيزي را پخش و پلا نخواهم کرد.
-چيزها را به محض کثيف شدن، تميز خواهم کرد.
-برچسب هايي را که پاک شده است، بلا فاصله خواهم نوشت.
- چيزهايي را که کنده شده است، بلا فاصله خواهم چسباند.
4- تداوم و ايمني (Seiketsu) : تداوم ، استانداردسازي و حفظ وضع مطلوب ناشي از اجراي تفكيك ، ترتيب وتميزي در رعايت ايمني در كار مي باشد.
5- تعليم و انضباط (Shitsuke) : آموزشكاربردي مفاهيم5S به تمامي كاركنان ، جلب مشاركت عمومي و تدوين ،ابلاغ و اجرايمقررات سازمان مي باشد .
3- اهداف اجرايS 5 :
هدف اصلي 5S بهسازي فرآيند هاي سازمان و حذف اتلاف ميباشد و اهداف تفصيلي 5S در موراد زير خلاصه ميشود.
ü برقراري ايمني
ü رسيدن به كارآيي
ü ارتقائكيفيت
ü حذف ضايعات
ü كاهش خرابي تجهيزات
ü افزايش بهرهوري
ü ارتقائ روحيه كاركنان
ü جلب نظر مشتري
4-مزايايپياده سازي5S :
از جمله مزاياي برقراري 5S در يك سازمان يا كارخانه يا هر گونه شركت توليدي و خدماتي به صورت خلاصه در زير آورده شده است:
1- ايجاد يك نظم فراگير
2- زمينه سازي برقراريانضباط سازماني
3- كاهش ابهام در كار
4- زيبا شدن و دلپذير شدن محيط کار
5- بهداشتي شدن محيط كار و رفع آلودگيهاي آن
6- ايمن شدن محيطكار و كاهش حوادث وبيماريهاي كاري
7- آسان شدن و كم زحمت شدن انجامكار
8- دسترسي آسانتر و راحتتر به اسناد ، قطعات ،ابزارها و ساير لوازم موردنياز و جلو گيري از گم شدن آنها
9- كاهش اشتباهات و دوباره كاريها
10- بهبود روابط كاركنان
11- ارتقاي روحيه کارکنان ، کاهش خستگي و کسالت رواني ناشي از محيط کار
12- فراهم شدن شرايط لذت بردن ازكار
13- كاهش خرابي ماشين آلات
14- تثبيت و بهبود كيفيت
15- افزايش راندمان و كار آرايي
16- كاهش هزينه
17- كاهش زمان انجامكارها
18- ايجاد بستر و زمينه مناسب براي اجراي ساير نظامهاي مديريتي ، از جهت عادت به نظم پذيري و استاندارد سازي سيستم.
5-عوامل موثر در اجراي 5S:
عوامل متعددي بر اجراي اين سيستم تاثير مي گذارند شدت اثر برخي از اينعوامل به حدي است كه اجرا يا عدم اجراي اين سيستم منوط به آنهاست . شدت اين تاثير والبته به عوامل و شرايط و ماهيت خاص هر سازماني است . بطور كلي مي توان اين عواملرا در پنج دسته طبقه بندي نمود.
- عوامل برون سازماني
- عوامل درونسازماني
- عوامل فردي
- عوامل كاري
- عواملسيستمي
5-الف – عوامل اثر گذار برون سازماني :
شامل دو دستهكلي عوامل دور و عوامل نزديك مي باشد .
عوامل دور عبارتند از :
1- فرهنگ ملي
2- فرهنگ مذهبي
3- نظام اقتصادي
4- نظام سياسي وحقوقي
عوامل نزديك عبارتند از :
1-خواست و حمايت مشتري
2-خواست و حمايت عرضه كنندگان و تامين كنندگان
3-خواست و حمايت هم پيمانان وسهامداران
4-رقبا و رقابت
5-ب- عوامل اثر گذار درون سازماني :
1- باور،تعهد و حمايت مديريت ارشد و هيات مديره
2- باور ،تعهد وحمايت مديران مياني و سر پرستان
3- فرهنگ سازماني
4- توانمالي
5- سابقه و نتيجه پياده سازي سيستم هاي نسبتا مشابه
6- تركيبنيروي انساني
7- رضايت شغلي
8- امنيت تناسب شغلي
9- مشاركتواقعي كاركنان
10- پشتكار ، تسلط ، مقبوليت و اختيارات كافي مجري اصليسيستم
11- وجود و تخصيص امكانات لازم براي اجرا و تداوم
12- بكارگيريدرست روش هاي جبران ،تشويق ،تنبيه
13- انعطاف پذيري سازماني وفرهنگي
5-ج- عوامل اثر گذار فردي :
1- شلختگي يا نظمشخصي
2- تنبلي يا فعال بودن
3- بدبيني يا خوش بيني
4- ريسكپذيري يا ريسك گريزي
5- مسئوليت پذيري يا مسئوليت گريزي
6- روحيه عدممشاركت يا روحيه كار گروهي
7- آرامش يا مشكل خانوادگي
8- سلامت يابيماري جسمي و رواني
9- توان علمي و تجربي
10- تطبيقپذيري
11- توان خلاقيت و نو آوري
5-د- عوامل اثر گذاركاري:
1- توليد يا خدماتي بودن كار
2- تكنولوژيك بودن يا غيرتكنولوژيك بودن كار
3- ماهيت تميز يا آلوده كار
4- ماهيت مشاركت ياانفرادي كار
5- فرآيندي يا واحدي بودن كار
6- پويا يا ثابت بودنكار
7- سطح تخصص و تحصيلات مورد نياز براي انجام كار
8- ورودي ها ياخروجي هاي كار
9- خطرناك يا ايمن بودن كار
10- نظم يا بي نظميذاتي
11- ميزان انعطاف پذيري
5-ه- عوامل اثر گذار سيستمي
1- ماهيت سيستم (مديريتي يا فني)
2- انگيزانندگي
3- نيازمنديهاي اجرا و نگهداري (نفر – ساعت موردنياز – تخصص ها و سطح تحصيلات موردنياز – امكانات-...... )
4- طول مدت پياده سازي و اجرا
5- فراگيري يامحدوديت سيستم
6- نتايج مرتبط با كاركنان ،مديران ،سازمان
7- سرعتدستيابي به نتايج
8- هزينه پياده سازي و نگهداري
9- همخواني با فرهنگسازماني
10- نيازهاي آموزشي
11- جايگاه اين سيستم نزد مديريتارشد
12- جايگاه اين سيستم در استراتژيها و برنامه هايسازمان
در اين بخش به تشريح چند مورد از عوامل اثر گذار بر اجراي 5S ميپردازيم.
5-الف -1: عوامل اثر گذار برون سازماني :
عوامل دور :
عواملي مي باشند كه بسيار كلان و عمومي بوده و فراگيري آنها عموما در حدملي يا فراتر از آن مي باشد تاثيراين عوامل عمدتا بصورت نامحسوس يا با واسطه است .اين عوامل عبارتند از :
5-الف -1-1: فرهنگ ملي :
فرهنگ ملي در هر كشوريبيانگر باورها ، رفتارها و كاركردهايي است كه جنبه عمومي دارند و در واقع اين اموروجه تمايز مردم يك كشور از مردم ساير كشورها مي باشند . به علت ويژگي تكرار پذيري ويكسان بودن آن در مواقع و مكانهاي مختلف براي يك مردم خاص ،مي توان فرهنگ ملي راشخصيت ملي يك كشور محسوب نمود اهميت اين امر در اين است كه اين شخصيت ملي تا حدودزيادي جز شخصيت فردي مردم آن كشور نيز مي گردد كه تمام رفتار و باور آنان را تحتكنترل نسبي خود در مي آورد . به همين دليل اگر كار كردن و ارائه كار در بالاترينسطح كيفي و اجرايي و همچنين پذيرش و همراهي با تغييرات مثبت ، جزئي از فرهنگ ملي يككشور باشد ، مسلما پياده سازي سيستم5S كه در بردارنده همين مفاهيم است بسيار امكانپذيرتر و ماندگارتر است .
5-الف – 1- 2: فرهنگ مذهبي :
فرهنگ مذهبي درهر كشوري بيانگر دستورالعملهاي اخلاقي و عقايدي است كه برگرفته از دين يا اديانموجود در آن كشور ميباشد. تأثيرگذاري اين عامل بستگي به چند عامل دارد، اولاً)ميزان باور مذهبي مردم تا چه حدي است؟ ثانياً) تأثير اين باور در رفتار فردي آنانتا چه ميزان است؟ ثالثاً) ديدگاه آن دين خاص راجع به كار، كيفيت كار و رفتاراقتصادي آنان چگونه است؟ همسويي اين باورهاي ديني با واقعيات دنياي امروز ونيازمنديهاي جامعه و سازمانها، ازعوامل مؤثر بر حسن عملكرد سازمانها خواهد بود.ولي تحجر ديني و دنياگريزي و محرمات مرتبط با فعاليتهاي سازمانهاي امروزي ازموانع كاركرد كامل و مؤثر سازمانها ميباشد.
5-الف ـ 1ـ3: نظاماقتصادي:
نظام اقتصادي موجود در يك كشور و حتي نظام اقتصادي عمده موجود دردنيا از عوامل مؤثر در عملكرد مؤثر يك سازمان ميباشند. پيمانهاي اقتصاديبينالمللي و منطقهاي، متناسب با ميزان فراگيري و محتواي اين پيمانها ميتوانندسرنوشت اقتصاد يك كشور را تعيين نمايند چه رسد به سرنوشت و عملكرد سازمانهاي ملييا فراملي موجود در اين كشورها. در بعد درون كشوري نيز نظام و قوانين اقتصادي مانندميزان نرخ بهره بانكها، ميزان ماليات، نحوه تخصيص اعتبارات، قوانين صادرات وواردات، ميزان حمايتهاي دولتي، نرخ تورم، ميزان رشد اقتصادي و .... از عوامل اساسيو قدرتمند در نحوه عملكرد يك سازمان ميباشند.
5-الف ـ 1ـ4: نظام سياسي وحقوقي:
مبحث قدرت و حاكميت در يك كشور در قالب نظام سياسي آن كشور بيانميشود. نظام سياسي اقتصادي يك كشور عموماً رابطه بسيار نزديك و تأثيرگذاري با همدارند. جهتگيريهاي سياسي هم در بعد ملي و هم در سطح بينالمللي علاوه بر اينكهبيانگر جهتگيريهاي اقتصادي ميباشند، بيانگر موضعگيري سايركشورها و نحوه ارتباطسياسي و همكاري اقتصادي آنان خواهد بود. جايگاه مردم، حقوق آنان و حق مالكيت آنانازجمله مسائل مهم ميباشد. علاوه بر حقوق داخلي و ملي، حقوق بينالمللي و جايگاهحقوق خارجيان در كشور نيز از جمله مسائل بسيار حياتي است كه ميتواند مشوقسرمايهگذاري و حضور خارجيان بوده يا مانع ازحضور و ارتباط آنانگردد.
5-الف ـ 2: عوامل اثرگذار برون سازماني:
عواملنزديك:
عواملي ميباشند كه نسبت به عوامل دور، محدودتر و خاصتر بوده وفراگيري آنها نيز كمتر بوده و محيط نزديك سازمان را در بر ميگيرند. عموماً تأثيراين عوامل محسوستر و مؤثرتر از عوامل دور ميباشد. اين عوامل عبارتنداز:
5-الف ـ2ـ1: خواست و حمايت مشتري:
انتظارات و حق انتخاب مشتري، ازجمله عواملي ميباشند كه سازمانها را به سوي استفاده از5S سوق ميدهند. مشتري نهتنها به طور عمدتاً ناآگاهانه زمينهساز گرايش سازمانها به سوي تغيير ميگردد،بلكه حتما ميتواند جهت، شدت و گاهي نوع تغيير را نيز به طور مستقيم يا غير مستقيمبراي سازمان تعيين نمايد. عوامل گوناگوني در چگونگي و شدت تأثير مشتري اثرگذارميباشند كه ميتوان به طور كلي آنها را به دو دسته تقسيم نمود:
1- عواملمربوط به مشتري : مانند وفاداري و دلبستگي مشتري كه موجب ارائه اطلاعات و پيشنهاداتميگردد.
2- عوامل مربوط به سازمان: مانند بكارگيري سيستمهاي نظرسنجي ودريافت نظرات، ايدهها و خواستهها
5-الف ـ2ـ2: خواست و حمايت عرضهكنندگان وتأمينكنندگان:
همانند مشتريان كه از دو بعد متفاوت بر عملكرد سازمان تأثيرميگذارند، عرضهكنندگان و تأمينكنندگان نيز نقشي دوگانه دارند و با توجه بهتغييراتي كه در ماهيت ارتباط و همكاري يك سازمان با عرضهكنندگان وتأمينكنندگانش پديد آمده، هم سرنوشت و نحوه عملكرد عرضهكنندگان و تأمينكنندگانشبراي سازمان مهم شده وهم سرنوشت و نحوه عملكرد يك سازمان براي عرضه كنندگان و تامينكنندگانش حائز اهميت فراوان ميباشد زيرا سرنوشت و نحوه عملكرد همه آنها به طور غيرقابل انكاري به يكديگر گره خورده است. چگونگي و شدت تأثير اين آيتم نيز همانند آيتممشتريان شامل دو بعد ميگردد كه يك بعد آن مربوط به خود سازمان و اهميتي كه بهدريافت نظرات عرضهكنندگانش ميدهد، ميباشد و بعد ديگر آن مربوط به عرضهكنندگان وتأمينكنندگان و ميزان اهميتي كه به انتقال ديدگاههايشان و بهسازي سازمان مربوطميدهند، است.
5-الف ـ2ـ3: خواست و حمايت هم پيمانان وسهامداران:
عامل قدرتمند ديگري كه بر نحوه عملكرد يك سازمان تأثير ميگذارد،نقش سهامداران آن سازمان و همچنين ساير سازمانهاي همپيمان با آن سازمان ميباشد.سهامداران، چون سرمايه و درآمد خود را در گرو بقاء و سودآوري مناسب سازمانميدانند، نسبت به سرنوشت و نحوه عملكرد آن كاملاً حساس ميباشند. ساير سازمانهايهمپيمان نيز وجود و توانمندي هر يك از سازمانهاي عضو را، عاملي مؤثر بر وجود وتوانمندي آن پيمان و خود ميدانند.
5-الف ـ2ـ4: رقبا و رقابت:
افزايشرقابت و اشباع شدن بسياري از بازارها از جمله واقعيات قابل توجه براي تماميسازمانها ميباشد. رقبا تمام توان خويش را بكار گرفتهاند تا لااقل بتوانند سهمبازار خود را حفظ نمايند و در صورت امكان، سهم ساير سازمانها را كاهش دهند. در اينچنين محيط پر رقابتي، سازمانها بقاي خود را در يافتن شيوهها و استراتژيها وقابليتهاي جديد و مؤثرتر ميبينند. بسياري از اوقات، تأثيري كه رقبا بر سازمانميگذارند تا به اجبار به سوي تحول حركت نمايد، بيش از عوامل مثبتميباشد.
5-ب ـ عوامل اثرگذار درون سازماني:
5-ب ـ1- باور، تعهدو حمايت مديريت ارشد و هيأت مديره:
پيادهسازي اين سيستم و يا ساير سيستم وروشها در درجه نخست مربوط به نظر مديريت ارشد سازمان و هيأت مديره، راجع به ضرورتاستفاده از اين سيستم و ابراز حمايت كامل و واقعي از آن ميباشد.
5-ب ـ2- باور، تعهد و حمايت مديران مياني و سرپرستان:
باور و حمايت مدير ارشد سازماناز بكارگيري5S بسيار مهم است ولي اگر اين باور و حمايت در سطوح پايينتر كه اجرايعملي اين سيستم بر عهده آنان است وجود نداشته باشد، اجراي كامل آن بسيار مشكل خواهدشد.
5-ب ـ3- فرهنگ سازماني:
فرهنگ و جو سازماني و چگونگي ماهيت وجهتگيري آن در قبال پذيرش تحول نسبتاً گسترده و عميق ناشي از پيادهسازي5S وآمادگي و قابليت براي اجراي آن، تأثير مستقيم و قدرتمندي دارد.
5-ب ـ4- توانمالي:
پيادهسازي اين سيستم، مستلزم بهرهگيري از منابع مالي سازمانميباشد. هزينههاي پيادهسازي5S به دو صورت مستقيم (مربوط به خود(5S و هزينههايغيرمستقيم (ناشي از تغيير يا تعطيل ساير سيستمهاي موجود) است.
5-ب ـ5- سابقهو نتيجه پيادهسازي سيستمهاي مشابه:
سابقه و نتيجه پيادهسازي سايرسيستمهاي نسبتاً مشابه، و موفقيتآميز بودن يا شكست خورده بودن آن سيستمها و نحوهتأثيرگذاري آنها بر اركان مختلف سازمان، از فاكتورهاي مؤثر بر پيادهسازي5S است.
5-ب ـ6- تركيب نيروي انساني:
با توجه به اينكه پيادهسازي وبكارگيري اين سيستم بر عهده كاركنان سازمان است، همچنين تأثير مستقيم آن نيز شاملحال همين كاركنان خواهد شد، پس چگونگي تركيب اين كاركنان حائز اهميت است.
5-بـ7- رضايت شغلي:
رضايت شغلي كاركنان- هم به عنوان يك متغير مستقل درپيادهسازي اين سيستم مؤثر است و هم به عنوان يك متغير وابسته، از نتايجپيادهسازي5S متأثر ميگردد. كاركنان به طور طبيعي از كار كردن در يك محيط ايمن،زيبا، تميز و مرتب، لذت ميبردند.
5-ب ـ8- امنيت شغلي و تناسبشغلي:
امنيت شغلي نيز مانند رضايت شغلي، هم به عنوان متغير مستقل و هم بهعنوان متغير وابسته در پيادهسازي اين سيستم، تأثيرگذار ميباشد. در سازمانهايي كهبه هر دليل امنيت شغلي كاركنان به مخاطره افتاده است (مانند ادغام شركتها، تعديلگسترده نيروي انساني، تغير زمينه فعاليت و ...) يا كاركنان تصور مينمايند كه بامسئله امنيت شغلي مواجه شدهاند (هر چند كه واقعيت نداشته باشد) پيادهسازي اينسيستم يا هر سيستم ديگري با كندي انجام خواهد شد.
تناسب شغلي افراد بانيازمنديهاي واقعي سازمان و با علايق و قابليتهاي كاركنان تأثير مستقيم در همكاريكاركنان در پيادهسازي اين سيستم و تداوم كار كاركنان در سازمان دارد.
5-ب ـ9- مشاركت واقعي كاركنان:
با توجه به اينكه يكي از ابعاد اساسي5S مربوط بهكاركنان ميباشد لازم است كه كاركنان داراي اختيارات و آزادي عمل واقعي و مناسبيباشند تا بتوانند نقش واقعي خود را ايفا نمايند. مشاركت كاركنان اگر از روي ميل وانگيزه كافي نباشد، اجراي 5S چندان تأثيري در عملكرد كاركنان ندارد.
5-ب ـ10- پشتكار، تسلط، مقبوليت واختيارات كافي مجري اصلي سيستم:
مجري اصلي اين سيستم كه ميتواند يكي ازمديران ارشد سازمان يا فردي برون سازماني باشد، از اين جهت كه سكاندار امور اجراييميباشد لازم است كه توانمنديهاي فردي و سازماني بسيار بالايي داشتهباشد.
5-ب ـ11- وجود و تخصيص امكانات لازم براي اجرا و تداوم:
علاوه برتوان مالي، لازم است كه سازمان، قابليتهاي نرمافزاري و سختافزاري مناسبي نيزدارا باشد و اين توانمنديها را نيز در جهت پيادهسازي5S بكار گيرد.
5-ب ـ12- بكارگيري درست روشهاي جبران، تشويق و تنبيه:
عموماً كاركنان در قبال همكاريو تلاشي كه انجام ميدهند، انتظار دارند كه سازمان نيز به نحو مطلوبي جبرانكنندهزحمات آنان باشد. اين امر يك تبادل معمول بين كاركنان و سازمان ميباشد. همچنينعلاوه بر بحث جبران، نحوه تشويق كاركنان پس از همكاري مناسب يا احتمالاً نحوه تنبيهآنان پس از امتناع آنان از همكاري از عوامل تعيين كننده در كاركرد مناسب يك سازمانميباشد.
5-ب ـ13- انعطافپذيري سازماني و فرهنگي:
وجود انعطافپذيريدر سازمان حتي اگر به صورت محدود نيز باشد، عاملي بالقوه و مثبت در جهت تسهيل درپيادهسازي و تداوم5S خواهد بود. اين انعطافپذيري ممكن است در فرهنگ حاكم بر آنسازمان يا حاكم بر گروههايي خاص در آن زمان باشد. انعطافپذيري فرهنگي نيز عامليتعيينكننده ميباشد و اهميت آن كمتر از انعطافپذيري سازمانينميباشد.
5-ج ـ عوامل اثرگذار فردي:
5-ج ـ1- شلختگي يا نظمشخصي:
دارا بودن ويژگيهاي فردي كه هم راستا با ويژگيها و نيازمنديهاي اينسيستم باشد يك امتياز مثبت و مؤثر ميباشد. از جمله اين ويژگيها، برخورداري از نظمشخصي است كه نقطه مقابل آن شلختگي ميباشد.
5-ج ـ2- تنبلي يا فعالبودن:
داشتن روحيهاي فعال موجب انجام بهتر و مناسبتر امور كاري و امورمربوط به اجراي اين سيستم ميگردد ولي خصيصه تنبلي مانع انجام هر كار مثبتيميگردد.
5-ج ـ3- بدبيني يا خوشبيني:
نگرش افراد نيز در چگونگي كاركردآنان نقش مهمي دارد. زيرا مبناي انجام عمل، نگرش است. بدبيني موجب امتناع افراد ازمشاركت مناسب ميگردد.
5-ج ـ4- ريسكپذيري يا ريسكگريزي:
پيادهسازي5S در واقع داراي مقداري ريسك نيز ميباشد. زيرا عدم اجراي مناسب آن, كارها را ممكناست بدتر از وضعيت اول نمايد. پس روحيه ريسكپذيري مديران و كاركنان عامل مؤثرياست.
5-ج ـ5- مسئوليتپذيري يا مسئوليتگريزي:
خصيصه مسئوليتپذيري نيزدر پيادهسازي اين سيستم كه مسئوليت پيادهسازي خود را بر عهده تمامي كاركنان قرارميدهد امري لازم است.
5-ج ـ6- روحيه عدم مشاركت يا روحيه كارگروهي:
با توجه به اينكه اجراي اين سيستم مستلزم مشاركت همه جانبه و واقعيتمامي كاركنان در قالب تيمها و گروهها ميباشد، پس دارا بودن روحيه كار گروهي، ازضروريات است.
5-ج ـ7- آرامش يا مشكلخانوادگي:
كاركناني كه مشكل خانوادگي دارند، تمركز، توجه و انگيزه كافي برايهمكاري و انجام درست كارها ندارند. آرامش خانوادگي كاركنان نيز از عوامل مؤثر ومثبت بر نحوه عملكردشان است.
5-ج ـ8- سلامت يا بيماري جسمي ورواني:
سلامت و تعادل جسمي و رواني، عاملي مهم در همكاري مؤثر و آگاهانهكاركنان در پيادهسازي هر سيستم و روشي است.
5-ج ـ9- توان علمي وتجربي:
قابليت علمي، سطح آموختهها و دانش كاركنان، از عوامل تعيينكنندهميباشد. گاهي سطح علمي بالاي كاركنان نسبت به مجري و راهبر اين سيستم، موجب غروراين كاركنان و امتناي آنان از همكاري ميشود. همچنين سابقه كار و اندوختههاي حاصلاز كار عملي متناسب با نوع آن تجربه، تأثيرگذار است. جلب همكاري كاركنان باسابقهاي كه به شيوه نادرست انجام كار، عادت كردهاند، چندان ساده نيست.
5-جـ10- تطبيقپذيري:
توان شخصيتي كارگران براي سازگار نمودن خود با تغييراتمستمري كه در سازمان به وقوع ميپيوندد از تواناييهاي كاملاً مثبتميباشد.
5-ج ـ11- توان خلاقيت و نوآوري:
علاوه بر توان علمي و تجربيكاركنان، عاملي كه هم اكنون از اهميتي حتي بيشتر از آن دو عامل برخوردار است،قابليت آنان براي ارائه و استفاده از ايدهها و روشهاي ابتكاري ميباشد. اين امرهم بر غناي اين سيستم و هر سيستم ديگري ميافزايد و هم موجب خودجوشي در پيادهسازي،اصلاح و تكامل اين سيستم ميگردد.
6-موانعومشکلاتاجراي نظام 5S
عمده ترين موانع و مشکلات عبارتند از :
1- عدم آموزش کافي کارکنان جهت اجراي صحيح سيستم.
2- عدم شناخت کافي از اين نظام و توانائيهاي آن و عدم حمايت لازم مديران ارشد.
3- عدم توجه به تداوم اجراي اصول 5S و بلند مدت بودن اجراي آن.
4- ساده انگاشتن نظام 5S و عدم بررسي عميق آن.
5- تصوير و برداشت ناصحيح از هزينه بر بودن اجراي اين نظام در اوايل اجراي آن.
7-نتيجه گيري
براي دستيابي به اهداف و آرمانها مي بايست در ابتدا زمينه و شرايط لازم براي دستيابي به آن را فراهم آورد. ايجاد شرايط مطلوب در محيط کار و زندگي کاري نيز خود مراحل مختلفي دارد که بايد مورد شناسايي و مطالعه قرار گيرد و با رعايت الزامات و تدوين برنامه دقيق زمانبندي شده فعاليت اجرايي را شروع نمود.
باوجود مشکلات فوق الذکر پياده سازي اصول 5S با کمک متخصصين و مشاورين کارآمد بسيار ساده بوده و به محض قدم نهادن در آن ، مراحل بعدي با کيفيت مطلوبتر قابل اجرا ميباشد
ايجاد فضاي مناسب در محيط کار توسط اجراي تکنيکها و اصول 5S (پاکيزگي ، نظم و ترتيب ، تميزي ، استاندارد سازي ونهادينه کردن) ميسر ميباشد. با اجراي اين تكنيك سرعت رسيدن به اهداف بيشتر خواهد شد و كاهش هزينه هاي نگهداري تجهيزات و نيز افزايش راندمان كاركنان را در پي خواهد داشت.
کد; 417
گروه:
|