|
همسفر با رگهاي آهنين هم نوا با قلبهاي تپنده
تأسيسات انتهايي اروميه
براي بازديد از تأسيسات انتهايي اروميه بايد حدود 220 كيلومتر راه را طي مي كرديم و در يك بعدازظهر پاييزي سرد از شهرهاي مهاباد، نقده، پيرانشهر و سد زيباي حسنلو كه سدي بسيار عظيم است و وزش شديد باد پاييزي در سطح آن موج هاي زيبايي ايجاد كرده مي گذشتيم در حاشيه جاده زنان و مرداني سختكوش را مي بينيم كه مشغول برداشت محصول چغندر هستند. در 25 كيلومتري شهرستان اروميه بازديدي از تأسيسات در حال ساخت اروميه كه همجوار مخازن نيروگاه برق اروميه و در حال ساخته شدن است انجام داديم و باز به حركت خود در مسير اروميه براي بازديد از تأسيسات فعلي اروميه ادامه داديم.
تأسيسات اروميه در شمالشرقي اروميه با آب و هواي معتدل در خيابان همامزيك با ارتفاعي معادل 1328 متر از سطح دريا واقع شده است در حالي به اين مركز مي رسيم كه شاهد بارش برف و سرد شدن هوا در شهر اروميه هستيم احداث خط لوله 8 اروميه _ مياندوآب از سال 1355 توسط يك شركت خارجي شروع و در سال 1357 به شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ايران تحويل موقت گرديد و در سال 1361 به دستور مسئولين شركت توسط منطقه شمالغرب و پس از 2350 متر لوله كشي و ترميم خط در ارديبهشت سال 1362 به بهره برداري رسيده است.
عزيز كارگرنژاد مسئول تأسيسات اروميه با 35 سال سابقه كار است كه در حال حاضر 59 سال سن دارد و در اكثر مراكز شمالغرب خدمت كرده او مي گويد: وظيفه مركز رسيد و تحويل سه ميليون و چهارصد هزار ليتر مواد نفتي (نفت سفيد_ بنزين و نفت گاز) ماكسيمم با ظرفيت 1254 متر مكعب در ساعت به پخش اروميه جهت تأمين مواد نفتي استان آذربايجان غربي است. حوزه استحفاظي اين مركز از كيلومتر 192 الي كيلومتر 280 خط لوله 8ً به طول 88 كيلومتر مي باشد كه اين مركز در انتهاي خط در كيلومتر 280 واقع شده است. در اين مركز يك دستگاه ديزل ژنراتور با قدرت HP496 با سوخت مصرفي نفت گاز جهت تأمين برق اضطراري تأسيسات موجود است و همچنين 26 دستگاه تجهيزات ايمني و انواع خاموش كننده وجود دارد. اين مركز داراي يك واحد منزل سازماني، اتاق نمونه گيري و حدود هزار متر مربع فضاي سبز است.
عشقعلي جنت دوست كه 51 سال دارد و 27 سال سابقه كار در شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ايران، در حال حاضر كارمند ارشد عمليات است، او مدتي هم در جبهه خدمت كرده و از روزهاي جنگ مي گويد: كه در روزهايي كه تقريباً شهر اروميه خالي از سكنه بود ما در كنار تأسيساتي كه حكم بمب عظيمي را داشت و هر لحظه ممكن بود در بمباران هاي شهر مورد هدف قرار بگيرد با جان و دل خالصانه خدمت مي كرديم.
او مي گويد در حال حاضر بيشترين استرس ما زماني است كه رسيد چند مواد تلاقي پيدا مي كند.
اكبر منافي هم كه استاد كار بهره بردار است و 23 سال سابقه كار دارد در تأييد سخنان همكارش مي گويد: در زمان جنگ بود كه شيفت كاري ام در مركز به اتمام رسيد و راهي منزل شدم تا بعد از انجام كار سخت خود استراحت كنم، هنوز وارد شهرستان خود نشده بودم كه شهر اروميه بمباران شد و سريعاً خود را به محل اصابت بمب رساندم و شروع به كمك به مردم كردم و زماني كه از اين كار فراغت پيدا كردم شيفت بعدي كارم شروع شد و بايد دوباره به مركزي مي آمدم مسئول مركز كارگر نژاد مي گويد: در زمان جنگ خط مياندوآب تا اروميه در نزديك شهر مهاباد حدود 60 بار مورد هدف دشمن قرار گرفت كه ما و گروه تعميرات منطقه در اسرع وقت به تعمير آن مي پرداختيم، روزهاي جنگ، روزهاي بسيار پر دغدغه و سختي براي پرسنل مراكز انتقال نفت بود. او مي گويد امروزه هم در مركز شهر و در كنار يك مركز آموزشي قرار گرفتن مجموعه دغدغه اصلي و دائمي ما است چون هر حادثه اي در كار ما مي تواند تبديل به يك فاجعه شهري شود.
او در پايان از اينكه بايد محيط كار و همكاران خود را به دليل بازنشسته شدن ترك كند ابزار ناراحتي مي كند و مي گويد: براي من رفتن از اينجا مثل رفتن از ميان جمع صميمي يك خانواده است چون محل كار براي ما خانه دوم ما است.
مختار ابوالفتح زاده كه 26 سال سابقه كار در شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ايران را دارد و مسئول حراست مركز است مي گويد: وظيفه حراست از مراكز انتقال نفت مسئوليت سنگيني است كه بايد توام با عشق و علاقه به كار و كشور باشد او مي گويد: در سال هاي اوليه كار خود از اينكه حراست چنين مركزي را به او سپردند بسيار نگران بوده و دائم از خود مي پرسيده كه آيا از پس اين كار بر مي آيد يا نه. او هم از روزهاي پر استرس و سخت جنگ مي گويد و خطراتي كه تمام كاركنان مركز را تهديد مي كرد، و تنها يا دو توكل به خدا بود كه به ما كمك مي كرد. اين آخرين گفتگوي من در اين سفر با عوامل شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ايران در منطقه شمالغرب بود در حالي كه هوا سردتر شده و برف مي باريد. اتاقك مسئول حراست را ترك كرديم و سوار بر ماشين آخرين مسافت هاي اين سفر طولاني را به سمت فرودگاه اروميه پيموديم و در ساعت 12 ظهر دومين روز از ماه آبان سال 1387، پرواز شماره 274 وسيله بازگشت من از سفري دو هزار كيلومتري به منطقه شمالغرب بود كه البته به محض بازگشت به تهران بايد براي بازديد از مركز اشتهارد از تهران به سمت اين مركز حركت مي كردم.
|