|
همسفر با رگهاي آهنين هم نوا با قلبهاي تپنده
« تأسيسات انتهايي منطقه فارس»
در منطقه فارس تمامي امكانات و تجهيزات در شركت خطوط لوله و مخابرات نفت ايران در كنار كار و تلاش بي وقفه و شبانه روزي انسانهايي متعهد و جهادگر در شرايط اب و هوايي خاص ، در گرماي 50 + درجه و در سرماي 20 – درجه و در مسيرهايي صعب العبور و بدون وقفه انجام وظيفه مي كنند كه چرخهاي يكي از پالايشگاههاي بزرگ نفتي كشور را با تأمين نفت خام آن به گردش درآورند،تلاشي كه از ميادين نفتي گچساران و از اولين مركز انتقال نفت فارس (گچساران) آغاز و تا تلمبه خانه حسني و در ادامه ، تأسيسات انتهايي منطقه فارس ادامه دارد و تأسيسات انتهايي منطقه فارس در شمال شرق و در فاصله 22 كيلومتري از شيراز در دامنه كوه بمو و در بخش زرقان قرار گرفته ، كه روزانه شصت هزار بشكه نفت خام توسط نيروي انديشه و كار بي وقفه انسانهايي كه افتخارشان خدمت به ملت شريف و نظام مقدس كشور اسلامي ايران است . به اين مركز ارسال مي شود به وسيله خط لوله اي به طول 5/224 كيلومتر مربع قطر ده اينچ . اين مركز در سال 1352 مورد بهره برداري قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح درياي آزاد 1652 متر است و وظيفه آن دريافت روزانه 50 تا 60 هزار بشكه نفت خام از مركز انتقال نفت حسني و تحويل به پالايشگاه است ، در يك صبح تابستاني گرم به اتفاق مدير روابط عمومي منطقه آقاي شكوه بعد از گذراندن مراحل ورود به پالايشگاه موفق به بازديد از تأسيسات انتهايي منطقه فارس شدم ، با ورود به مركز رئيس مركز آقاي كيامرث جهاندارپور به استقبال ما آمد و وقتي در دفتر كار و در جمع همكارانش قرار گرفتم خود را در ميان جمعي يافتم كه همگي كوله باري از تجربه بر دوش داشتند و از پيشكسوتان خط لوله و مراكز انتقال نفت بودند . جهاندارپور با 37 سال سابقه با چهره اي مصمم و جدي از شرايط وامكانات مجموعه خود مي گويد : همجواري با پالايشگاه مزاياي زيادي دارد ما به طور معمول از امكاناتي از قبيل بهره برداري ، آتش نشاني ، رستوران و سرويس اياب و ذهاب پالايشگاه استفاده مي كنيم ، اما همجواري ما با پالايشگاه معايبي هم دارد و آن آلودگي ههايي از قبيل بوي گاز و مواد نفتي مربوط به پالايشگاه است كه بسيار آزاردهنده و مضر است . دركنار اين مسائل او و همكارانش از حضور ما در مجموعه كاري خود بسيار متعجب بودند وقتي دليل اين تعجب همراه با خشنودي آنها را جويا شدم ، جهاندارپور
گفت : خيلي از اوقات جمعيتهايي از مسئولين ، خبرنگاران ، دانشجويان و اقشار مختلف براي بازديد از پالايشگاه به اين منطقه مي آيند اما فقط از كنار ما ميگذرند بدون اينكه اطلاعي از اهميت و نحوه كار ما و مراكز ديگر كه شريان اصلي راه اندازي پالايشگاهها هستيم داشته باشند . و هميشه اين موضوع مورد انتقاد همكاران من بود و در نهايت تشكر خود را از مسئولين روابط عمومي و مركز منطقه ابراز كردند .
سعيد جاويدي از كاركنان بهره بردار كه 35 سال سابقه كار در مراكز انتقال نفت دارد و در جمع ما حاضر است به خاطرات خود در زمان جنگ و بمبارانهاي دشمن اشاره كرد و گفت اين پالايشگاه در زمان جنگ 5 بار بمباران شد و در اين بمباران ها قسمتهايي از پالايشگاه و تأسيسات آسيب ديده آن روزها ، تنها عشق به ميهن و آگاهي از اهميت جريان حياتي نفت و فرآورده هاي آن در شاهرگهاي كشور تواني مضاعف در پرسنل ايجاد مي كرد و با اين اعتقاد و روحيه ما را به جنگ هر حادثه اي مي رفتيم .
ناصر پورحسيني با 33 سال سابقه كار صحبتهاي جاويدي را تأييد مي كند و مي گويد كه تنها راه ارتباطي ما براي رساندن آذوقه و امكانات مورد نياز به علت برف سنگين و صعب العبور بودن مسيرها ، هلي كوپتر بود او هم معتقد بود كه بايد به هر ترتيب تأسيسات انتهايي و مراكز انتقال نفت را مردم بيشتر بشناسند و مجموعه آنها كه حكم قلب پالايشگاه را دارد ديگر مجبور نباشد و خصوصاً جوانها بايد اطلاعات بيشتري در اين مورد داشته باشند چرا كه در اينده اي نزديك اين قلبها را به آنها خواهيم سپرد
|